رهاش کن بره رییس
این شاید یکی از جذابترین جملهها در سینمای ایرانی باشه. رها کردن. اما مگه میشه؟ رهایی از درهمتنیدگیها، از لحظهها، از خاطرات، از بالا و پایینها. مگه میشه رها کرد؟ هر رها کردنی هم اتفاق بیافته، انگار همیشه فضایی و جایی برای خاطرهها موندگاره. این قسمت از پادکست دایره داستان، رهایی.
این قسمت با همراهی مهسا غفاری و شهره بهنام براتون آماده شده.
این قسمت رو با آهنگی از وصال علوی شروع کردیم.
بخشی از فیلم چیزهایی هست که نمیدانی رو شنیدیم و
دکلمه اشک رازیست رو با صدای احمد شاملو انتخاب کردیم.
نوشتهای با عنوان رهایی رو با قلم و صدای مهسا غفاری رو با هم شنیدیم روی موسیقی فیلم ژاپنی دیپارچر
در ادامه موسیقی گمت کردم با صدای رضا یزدانی
و بخشی از فیلم پل چوبی رو شنیدین.
متنی نوشته خودم رو براتون در ادامه خوندم
خستگیها رو با صدای سیاوش قمیشی
و شعرخوانی شهره بهنام باز هم از احمد شاملو
و در نهایت داستان کوتاهی با عنوان خانه های کنار دریا نوشته جان چیور از کتاب منظری به جهان
موسیقی آخر هم مرا ببخش با صدای علیرضا قربانیه که میشنوید.
------------------------
لینک حمایت از طریق سایت حامی باش
------------------------
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
اولین نفر کامنت بزار
اینطوریست که اگر آغوشی مانده باشد، یک داستان ...
تمام زخمها به مرهم نیاز دارند و تمام مرهمها خ...
بعضی لحظهها، بعضی ثانیهها و بعضی اتفاقها جور...
داستانها مثل نقطههایی می مونن که آدمها در مسیر...
اشتباه است اگر آدمها را به دو دستهٔ زندهها و ...
جنگ به هر شکلی سیاه و تلخه. جنگ برنده نداره و ب...
گاهی که به گذشته نگاه میکنیم، لحظههایی پر از...
یک بار داشتم لب دریا غروب آفتاب رو تماشا میکرد...
لذت بردن یک کلک و استراتژی علیه دنیاییه که مدام...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است